نشست کتابخانه شهید رجایی چوار
*شماره نشست: 3 *شهرستان: ایلام * كتابخانه: شهید رجایی *ماه برگزاري: تیر *کتاب: لبه تیغ * نویسنده: سامرست موام * معرفیکننده: یزدان کرمی * ناشر: نشر و پژوهش فرزان روز * سال نشر: 1381 *موضوع: ادبیات
درباره کتاب:
رمانی است اثر نویسندهٔ انگلیسی ویلیام سامرست که سال ۱۹۴۴ منتشر شد. لبه تیغ دو بار به صورت فیلم اکران شد. بار اول در سال ۱۹۴۶ توسط تایرون پاور و جین تیرنی؛ و بار دوم در سال ۱۹۸۴ توسط بیل ماری.
رمان دربارة جوانی است به نام لاری، که علیرغم درآمد ناچیز از زندگی خود خشنود است. او بیشتر در جستجوی یافتن جوابهایی به سوالات مربوط به خاستگاه و غایت زندگی است. این طرز برخورد لاری با زندگی حوشایند نامزدش ایزابل که آرزومند تجمل و مجذوب محافل اعیان میباشد، نیست.
لاری از قبول شغلهایی که به او پیشنهاد میشود سرباز میزند؛ و برای یافتن پاسخ سوالهایش به کتابخانة ملی فرانسه میرود. ایزابل بعد از دو سال تلاش در جهت منصرف کردن لاری از تحقیقاتش در نهایت او را تهدید به جدایی میکند. لاری در برایر حیرت نامزدش، جدایی را میپذیرد. لاری سپس در معدن زغال سنگ استخدام میشود و در آنجا به اتفاق یک لهستانی که گرایش به عرفان دارد به آلمان سفر میکند؛ ولی چون پاسخی به سوالهایش نمییابد به اسپانیا میرود؛ و همچنان سفر خود را به نقاط مختلف ادامه میدهد و با کمک هیپنوتیزم به آرامشی دست مییابد. لاری به پاریس برمیگردد و تصمیم میگیرد با صوفی ازدواج کند. این خبر باعث خشم ایزابل میشود. صوفی که شوهر و فرزندش را در تصادف ماشین از دست داده بود بعد از مرگ آنها به الکل رو میآورد. پس از برخورد با لاری و به کمک او اعتیاد خود را ترک میکند. در روز ازدواج لاری و صوفی، ایزابل صوفی را قبل از ازدواج به خانهاش دعوت میکند. قبل از رسیدن صوفی خانه را ترک میکند و شیشه ودکایی را روی میز میگذارد صوفی ودکا را میخورد و بعد به تولون فرار میکند و در آنجا به فحشا کشیده میشود و سرانجام میمیرد. لاری دوباره به آمریکا بازمیگردد. به این امید که آنجا شغل رانندگی بیاید. قبل از عزیمت، پژوهشهایش را در کتابی درج میکند. چنین میپندارد که از آن پس نتواند شادمانی و خوشبختی را جز در عادیترین زندگانی، به دور از توانگرها، پیدا کند.
*شماره نشست: 3 *شهرستان: ایلام * كتابخانه: شهید رجایی *ماه برگزاري: تیرماه
*کتاب: دختر شینا * نویسنده: بهناز ضرابی زاده * معرفیکننده: سعید برماده * ناشر: سوره مهر * سال نشر: 1390 *موضوع: دفاع مقدس
درباره کتاب:
این کتاب درباره ی شهیدی دلاور است که از زبان همسرش خانم قدم خیر محمدی کنعان گفته شده است و خاطره نگار این کتاب خانم بهناز ضرابی زاده است . خانم ضرابی زاده میxadگوید می دانستم که این زن پنج بچه قد و نیم قدش را دست تنها بعد ازشهادت حاج ستار بزرگ کرده است و تصمیم به نوشتن شرح زندگی او کردم . اولین مصاحبه در اول اردیبهشت 1388 بود. خانم محمدی کنعان از خاطرات کودکی در روستای باصفایشان و حاج ستار که این دو درهم آمیخته بود می گفت و من می شنیدم . بالاخره کار مصاحبه در ماه رمضان به پایان رسید .
قدم خیر آخرین فرزند خانواده بود که با تولدش بیماری سخت پدرش خوب می شود و اسمش را به همین خاطر قدم خیر می گذارند . او به دلیل بافت مذهبی روستا و برگزاری مختلط کلاس علی رغم علاقه فراوان به یادگیری با مخالفت خانواده به مدرسه نمی رود. ایشان در سال 1356 با یکی از جوانان روستا به نام ستار ازدواج می کند.
حاج ستار ابراهیمی هژیر در 11/8/1335 در روستای قایش، رزن همدان متولد شد شغلش سیمان کاری بود برای کار به تهران رفت . در تهران با تظاهرات مردمی علیه شاه به رهبری امام خمینی(ره) آشنا شده و در تظاهرات به صورت جدی شرکت می کند. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی شهید حاج ستار به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی می پیوندد و در دادگاه انقلاب شهر همدان کار خود را آغاز می کند . یکی از روزها در هنگام انتقال چند منافق به دادگاه مورد سوء قصد قرار گرفته که دوستش شهید و ایشان به سختی مجروح می شود. با شروع جنگ و حمله همه جانبه ی دشمن به کشورمان با احساس وظیفه در جبهه حق علیه باطل شرکت نموده و به طور مداوم در عملیات های مختلف حضور می یابد و ضمن مجروحیت بارها تا مرز شهادت پیش می رود. سرانجام ایشان در سال 1365 در عملیات کربلای پنج به شهادت رسید و در گلزار شهدا همدان آرام گرفت. او در هنگام شهادت 30 ساله و پنج فرزند داشت.
در پایان علاقه مندان به آشنایی با زندگانی سرداران 8 سال دفاع مقدس را به مطالعه کامل این کتاب که دارای حکایت های فراوان از جزئیات زندگی آن شهید عزیز است دعوت می کنم . این کتاب بانثری دارای 263 صفحه که توسط انتشارات سوره مهر منتشر شد . چاپ چهلم این کتاب در سال 1394 با قیمت هفت هزار و پانصد تومان به چاپ رسیده است.
*شماره نشست: 3 *شهرستان: ایلام * كتابخانه: شهید رجایی *ماه برگزاري: تیرماه *کتاب: مسیح کردستان * نویسنده: نصرت الله محمود زاده * معرفیکننده: فرهان پرهوده * ناشر: ملک اعظم * سال نشر : 1390 *موضوع:تاریخ
درباره کتاب:
کتاب "مسیح کردستان"، زندگینامه داستانی سردار شهید محمد بروجردی یا در واقع ناگفته های شهید محمد بروجردی می باشد که توسط انتشارات ملک اعظم در سال 1390 منشر شد. این کتاب در ابتدا با تصویر کشیدن زندگی فقیرانه و روزمره خانواده بروجردی و خصوصاً خود ایشان شروع می شود و داستان شکل گیری شخصیت اصلی میرزا(محمد بروجردی) را دنبال می کند و در ادامه علاوه بر فعاليت هاي سياسي و تبليغاتي بر ضد رژيم شاه در سال 56 گروه توحيدي "صف" را با هدف فعاليتهاي مسلحانه پديد آورد. سردار شهيد محمد بروجردي در سال 1333 در يكي از بخشهاي شهرستان بروجرد به دنيا آمد. در 6 سالگي پدرش از دنيا رفت و بعد از حادثه وفات پدر به تهران مراجعت كرد و با توجه به سن كم در كنار تحصيل به كار نيز روي آورد.ايشان همزمان با ورود امام خميني; به امر شهيد بهشتي و تحت نظارت شهيد حاج مهدي عراقي گروه حفاظت از امام; را تشكيل داد و بعد از آن نيز يگان حفاظت از محل سكونت امام; در تهران را سازماندهي كرد علاوه بر فعاليت هاي فوق تأسيس يك ايستگاه تلويزيوني به نام ايستگاه انقلاب، پخش پيام ها و اعلاميه هاي امام شنود مكالمات توطئه گران دستگيري عوامل شكنجه و اختناق رژيم، جمع آوري اطلاعات و اسناد مربوط و همچنين سرپرستي زندانيان زندان اوين نيز از سوابق درخشان اين سردار مجاهد بود. شهيد بروجردي كه ازپايه گذاران اصلي سپاه پاسداران بود با شروع غافله كردستان و فعاليتهاي چركهاي فدايي خلق و حزب دموكرات، به كردستان رفت و به واسطه فعاليت هاي دلسوزانه خود آنقدر چنان محبوبيتي در بين مردم كردستان كرد كه به او لقب مسيح كردستان دادند.
*شماره نشست: 3 *شهرستان: ایلام * كتابخانه: شهید رجایی *ماه برگزاري: تیر ماه
* کتاب: بخشدار 14 ساله * نویسنده: طیبه کیانی * معرفیکننده: عباس حسینی
*ناشر: ستارگان درخشان * سال نشر : 1389 *موضوع: دفاع مقدس
درباره کتاب:
«بخشدار 14 ساله» نام كتابي است پيرامون شهيد نوجوان مهرداد عزيزاللهي كه به همت «طيبه كياني» جمع آوري شده و توسط نشر ستارگان درخشان (كنگره شهداي اصفهان) به چاپ رسيده است. اين كتاب در چهار فصل گردآوري شده؛ فصل اول از نگاه خانواده و پدر و مادر، فصل دوم از نگاه دوستان و همرزمان و فرماندهان، فصل سوم شامل وصيت نامه، خاطرات و دست نوشته هاي اين شهيد است و در فصل چهارم عكس ها و اسناد مربوط به اين شهيد جمع آوري شده است.
مطالعه اين كتاب به دانش آموزان و قشر نوجوان و جوان توصيه مي شود. چرا كه مي تواند يك الگوي مناسب را به آنان ارائه کند.
*شماره نشست: 3 *شهرستان: ایلام * كتابخانه: شهید رجایی *ماه برگزاري: تیرماه
*کتاب: سلسله موضوعات الغدیر گردآورنده و مترجم : محمد حسن شفیعی شاهرودی* معرفیکننده: احسان اعظمی مقدم
*ناشر: میراث نبوت * سال نشر : 1389 *موضوع: دین
دباره کتاب:
کتاب الغدیر اثر ارزشمند علامه امینی در رابطه و دفاع از اهل بیت و اثبات حقانیت شیعه با استناد به کتب و روایات اهل سنت می باشد. مجموعه 23 جلدی سلسله موضوعات الغدیر مباحثی بر گرفته و ترجمه شده کتاب الغدیر می باشد که در هر یک از جلد های به پاسخ یکی از شبهات و موضوعات صدر اسلام در رابطه با اهل بیت و حقانیت آنها پرداخته است . به عنوان مثال جلد 17 موضوع اصحاب جمل از کتاب اصلی استخراج شده است . درتمام جلدهای کتاب که به موضوعات مختلف پرداخته است با چندین روایات از کتب اهل سنت درباره پیشینه موضوع و طرح آن خصوصاً در زمان پیامبر آغاز شده است. سپس به واکاوی شخصیتهای موثر در هر واقعه با استفاده از منابع معتبر تاریخی و کتب معتب راهل سنت پرداخته است.
*شماره نشست: 3 *شهرستان: ایلام * كتابخانه: شهید رجایی *ماه برگزاري: تیر ماه
* کتاب: وقتی مهتاب گم شد * نویسنده: حمید حسام * معرفیکننده: محمد کاظمی
*ناشر: سوره مهر * سال نشر : 1393 *موضوع: دفاع مقدس
درباره کتاب:
«وقتی مهتاب گم شد» کتابی از علی خوشلفظ که با خاطرات شیرین شیطنتهای دوران کودکی و خاطره گم شدن او در کنار شط خرمشهر آغاز میشود و با خاطره بلدچی شدن او در 11 اردیبهشت سال 61 در آزادسازی خرمشهر پیوند میخورد.
پسربچه شیطانی که لنگه کفش زنهایی را که از فرط کلافگی به سمت او پرتاب میشدند را توپ فوتبال کرده و از همان اسباب تنبیه نیز به نفع شیطنت خود بهره میبرده و در کلاس اول دبستان از فرط بازیگوشی یک ضرب مردود میشود.
بخشهای آغازین کتاب پر است از خاطرات جورواجور شیطنتهای او که لبخند را بر لبان هر خوانندهای به ارمغان میآورد.
علی کودکی خود را با نام جمشید سپری کرده و فرزند یک پدر راننده کامیون بوده که تربیت دینی و اعتقادی او از همان ابتدای کودکی با تلاشهای مادر برای ایجاد محیطی مؤمنانه، خداشناسانه آغاز شده است.
پسری از یک خانواده پنج فرزنده که دو برادر بزرگتر و کوچکتر خود را در بین سالهای 64 تا 66 در جبهه های جنگ از دست داده است.
این پسر بچه بازیگوش که شهر را بر سر مردم آن خراب کرده، در سالهای انقلاب بنا به تربیت دینی و مذهبی خود شیطنت و انرژی خود را در مسیر انقلاب کانالیزه کرده و بنا به گفته خود او با پیروزی انقلاب در 22 بهمن 1357 نوجوانانی هم چون او زیر چتر معنویت اسلام و مسجد محل، مسیر تازهای را در زندگی خود آغاز کردند.
او اظهار میکند «در آن زمان پنجه بوکس را دور انداختم، عکس خوانندههای دوران طاغوت را که همیشه مایه رنجش مادرم بود، از دیوار اتاق کندم و دلخوشی و سرگرمیام شد مسجد و مدرسه» و البته این سالها را نیز در مدرسه هم چون گذشته با تجدیدی و نمرات ناپلئونی پشت سر میگذراند.
با شروع جنگ ایران و عراق، به عشق حضور در جبههها وارد پادگان آموزشی قدس همدان میشود و به عنوان کوچکترین نیروی آموزشی تمام تلاش خود را برای جلب رضایت فرمانده انجام میدهد. در خلال نگهبانیهای نیمه شب با نماز شب و لزوم وجود سرمایهای فراتر از توان جسمی و فنون نظامی آشنا میشود، با اتمام دوره آموزشی و کسب رضایت مادر موفق به حضور در جبههها میشود و همراه با خود، خوانندگان را ذره ذره با شرایط جنگ و جبههها و رشادتهای بسیجیان و رزمندگان آشنا میکند. آشنا کردنی از جنس خلوص یک پسر بچه کلاس سوم راهنمایی که مراحل تحول خود را در تمام این مسیر میگذراند. پس از سه ماه از جبهه بازمیگردد و تجدیدی سه درس در سوم راهنمایی مانع حضور مجدد او در جبههها میشود، اما سخنرانی فخرالدین حجازی در 11 شهریور سال 60 در مسجد جامع همدان، یک بار دیگر او را از زمین مسجد جامع جدا کرده و به سوی جبههها روانه میکند و بدون خداحافظی از خانواده در شامگاه 12 شهریور به سرپل ذهاب میرود.
در تمام این سالهای حضور نوجوانانه خود در جبههها، بارها و بارها وصیتنامه نوشته و غسل شهادت میکند و حتی برای جلب رضایت مادر در جهت پذیرا شدن شهادت خود، او را به مشهد میبرد و این مسیر منجر به حضور عاشقانه او در آزادسازی خرمشهر در تاریخ 3 خرداد 1361 میشود و حضور مکرر و همیشگی او در تمام سالهای دفاع مقدس در تمام جبهههای غرب و جنوب کشور و حسرت پایانناپذیر شهادت پس از امضای قطع نامه 598.
در سرتاسر این کتاب با مسیر تحولی «علی» از بلدچیگری تا فرماندهی اطلاعات و عملیات همراه میشویم؛ از مسیرهایی که هم چون حضور در لشگر محمد رسولالله(ص)، انصارالحسین(ع)، عملیات مسلم بن عقیل و... همراه با او میگذریم و مراحل تفوق او بر حسادتهایش. اطاعتناپذیری از مافوق، عدم توان حضور در کارهای جمعی، زرنگیها و ترسهایش را در سرتاسر خاطراتش لمس و تجربه میکنیم و میرسیم به تمام ویژگیهای هیأتی که حاصل این سالهای تجربه و تذهیب است، صداقتها، بیان عیوب، وارسی نفس در طول عمل، مراقبت از دوستان دوران دفاع مقدس، استقامت، بلندنظری، قانع شدن به کم، رنجکش بودن، خستگیناپذیری، شوخطبعی، تدقیق در مسائل تا رسیدن به کنه مطالب، بیتوقعی و در مجموع یک تکامل مرحله به مرحله در جهت غلبه بر ضعفها و فزونی نقاط قوت.و آنچه ویژگی اصلی و بارز این کتاب است ترسیم دقیق این تغییرات تدریجی و نشان دادن طبیعی و در دسترس بودن آنها و قابلیت الگوبرداری برای تمام فرزندان این مرز و بوم است.
وقتی مهتاب گم شد قبل از آنکه شرح زندگی علی خوش لفظ باشد، روایتی عینی از یک واقعهی تاریخی است که موجب شد سرنوشت خیل وسیعی از مردمان ایران تغییر کند. «وقتی مهتاب گم شد» اثر فاخر و تحسین شده سردار حمید حسام، خاطرات جانباز سرافراز اسلام علی خوشلفظ، يكی از چهار كتاب همدانی است كه رهبر معظم انقلاب تقریظی بر آن نوشته است.
برچسب: کتابخوان,
نویسنده: آریا کوهی